دو سه سالیست خودم را تمرین میدهم که از کسی توقع نداشته باشم... از کسی انتظاری نداشته باشم...هر چی را شنیدم انگار نشنیده ام... هر چه را دیدم انگار ندیده ام...چون آرامش وجودم را در این میدیدم... و واقعا هم بهش اعتقاد دارم..

 

            

اما حساب تمام کارها در دلم محفوظ میماند.دروغ چرا....

به دورو برمان که خوب نگاه کنیم میبینیم

تمام غصه ها دقیقا از همان جایی آغاز می شوند که ترازو بر می دارد می افتد به جان دوست داشتنش !


اندازه می گیرد !
حساب و کتاب می کند و مقایسه می کند ...
و
خدا نکند حساب و کتابش برسد به آنجا که زیادتردوستمان داشته  ، که زیادتر دل داده ،که زیادتر گذشته ، که زیادتر بخشیده ،به قدر یک ذره ، یک نقطه
، یک ثانیه حتی !


درست از همانجاست که توقع آغاز می شود
و توقع آغاز همه ی رنج هایی است که ...

 

 امتحانش بی ضرر نیست.....

 


نوشته شده در تاریخ ۱۳٩۳/۱٠/۱٠ توسط مامان مینا
نوشته شده در تاریخ ۱۳٩۳/۱٠/٩ توسط مامان مینا
نوشته شده در تاریخ ۱۳٩۳/۱٠/٢ توسط مامان مینا
پسر گلم آرمانی: مامان مینا و گل پسرم آرمانی