داشتم برای خوش بو شدن خونه اسپند دود میکردم.

ظرف اسپند رو دور سرت چرخوندم گفتم ایشالا بترکه چشم حسودات...

یهو شما گریه کردی که این ظرف رو بده من بچرخونم توی خونه..گفتم نمیشه پسرم..داغغههههه...گفتی نه بزار واسه آرمان بچرخونم که بترکههههههخنده


نوشته شده در تاریخ ۱۳٩٤/۸/٢٠ توسط مامان مینا
نوشته شده در تاریخ ۱۳٩٤/۸/٥ توسط مامان مینا
پسر گلم آرمانی: مامان مینا و گل پسرم آرمانی