یک سال و اندیست که من درگیر کوتاهی دیواره اپن آشپزخانه مان بودم...

از وقتی که آرمان ما 11 ماهه بود همیشه ازین دیواره کوتاه سنکی آویزان بود و تا زمانی که زبان باز کرد تا من رو در آشپزخانه میدید و مشغول کارهام بودم و توجه میخواست و من وقت نداشتم  آواز مینا بغل مینا بغل سر میداد... و این قسمت غر زدن داستان آرمان عزیزم واقعا روی مخم بود.تمام کارهایم از قبیل گوشت پاک کردن چرخ کردن و برنج پاک کردن و ظرف شستن و همه اینا با زحمت بیشتر من و ناراحتیه این پسرک دلنشین ما همراه بود...

تا اینکه ....


 امروز گوشت به دستم رسید و باید پاکش میکردم.... خوردش میکردمو ....

همینکه سینی و تخته گوشت رو با چاقو روی میز دیدی نا خداگاه گفتی مینا بغل.... انگار متوجه شدی که شاید زمان تقریبا زیادی رو باید در آشپزخانه سپری کنم...

دیگه اومدی روی اپن نشستی و من هم مشغول صحبت کردن با تو .اما حوصله ات سر میرفت و فقط یه ریز میگفتی بگل یگل(بغل).

همینکه داشتم گوشت رو تکه میکردم یه نیم خیزی رفتی و تیکه گوشت رو از دستم قاپیدی...واقعا حرص خوردم اما وقتی خنده دلنشین تو رو دیدم دست نگه داشتمو به سختی زیادی خشم خودم رو خوردم....تازه به خودم اومدم که اینهمه مدت چرا؟؟؟؟

چرا من به فکرم نرسیده بود که همیشه به خواسته دلت برسانمت... با این یه تیکه کوچک گوشت هر چند درین بازار گرونی... اما فدای سرت....

در عوض تمام مدت رو با اعصاب راحت مشغول به اتمام رساندنش بودم.و به شما یه کارد پلاستیکی و یک چنگال بی خطر دادمو حسابی ادای من رو در میاوردی.توی دستانت تبدیل به آبگوشت شده بود این تکه بیچاره گوشت....

تیکه های جدا شده ازون گوشت رو به هوا میریختی و میگفتی مینا بارون میاد.

اما .....

گذشتن تایم و به اتمام رسیدن کار من یک طرف اما متوجه شدن اینکه باز هم دست ورزی آن هم با مواد غذایی طبیعی به یک طرف دیگر  برایم واقعا دلنشین و جذاب بود

به ذهنم رسید سویا رو برات بخیسونم و بدم دستت تا با راحتی بیشتر بااشون بازی کنی.

وقتی بشقاب پر از سویا رو دادم دستت شما....

 

 

در آخر هم که روی سر خودت میریختیو حسابی در تخیلات خودت زیر بارون احساس خیسی میکردی...

بعد گفتی مامان آقا پلیسه الان میاد دعوا...

و من این قضیه رو انکار میکردم که با خیال راحت به بازیت برسی

 دنیا به کامت آرمانم

 


نوشته شده در تاریخ ۱۳٩۳/۱۱/٢٩ توسط مامان مینا
پسر گلم آرمانی: مامان مینا و گل پسرم آرمانی