بچگی هایت....

بچگی هایت را برای همین بچگی هایت دوست دارم از پر کاهی خوشحال و از کمتر از آن غمگین میشوی.

کاش تمام آدمها می توانستند گاه گاهی به این احساسات کودکانه گذری می انداختند به یاد بچگی هایشان.

ازین شهر پر  از دود و غبار هر چه می خواهی برایت می گویم.اما دریغا که کودکی ام را فقط با دیدن آن لحن کودکانه ات با آن لهجه ابریشمیت به یاد می آورم و دیگر هیچ.....

مثل آینه پاک و زلالی پسرم.

وقتی چشم های معصوم و خنده های ملیحت را به صورت نازت نظاره گرم خوشحال میشوم .قسمتی ازین خوشحالیم برای این است که باورم میشود آن احساسات مادرانه را به تو اینگونه القا کرده ام.

باورم میشود که تعریف تو از وصف مهربانی من برایت اینگونه است.

و دلم آسوده می گردد که تا این لحظه به دردت خورده ام.

با تمام وجودم دوستت دارم.....

 

 

 

وقتی که به تو نگاه میکنم

نمیتونم وجود خدا رو منکر بشم

آخه فقط خدا میتونسته

موجودی رو به زیبایی و حیرت انگیزی تو خلق کرده باشه.

 

مامان م ی ن ا

/ 4 نظر / 9 بازدید
دوست

خدا آرمان جون رو واستون نگه داره

negash.ir

از قالب های کودکانه پرشین بلاگ ما دیدن کنید قالب های کاملا متفاوت و گرافیکی از منوی اصلی سایت بخش کودکانه پرشین بلاگ را انتخاب کنید برای کودک دلبند شما آرزوی سلامتی داریم

سلطان

چه پسر قند عسلی.خدا نگهش داره.دل منکه رفت دیگه شماها چی میکنید که مامانوباباشین