اولین قرار وبلاگی ما در تبریز با دوستان گلم

ماه عسل این مسافرت ما به تبریز دیدن آنیسای گلم و مامان سعیده مهربون بود .که از دوستان خوب وبلاگی ما بودن.که بعد از تماس با ایشون و قرار گذاشتن توی پارک قطران تبریز تونستم ایشون رو بعد از چندین ماه از نزدیک ببینم.خیلی حس خوبی بود و این اولین قرار وبلاگی آرمانم بود با آنیسا ی گلم.

سعیده جون زحمت کشیدن و به عاطفه جان مامان ال آی گلم تماس گرفته بودن و ایشون رو در جریان این قرار وبلاگی گذاشته بودن و عاطفه جون هم به خاطر ما به این پارک اومدن و پسرم آرمانی یه دوست به دوستاش اضافه شد.

خیلی خیلی خیلی خوش گذشت.بازم ازتون ممنونم

از بابا حسین هم  که تمام این مدت مواظب آرمانی بود تا من با دوستان راحت به صحبت بشینم ممنونم...

 

آرمانی در حال بازی و منتظر آنی گلی  و  ال آی جون

 

 آرمانی و سرسره

 و این هم هدیه مامان آنیسا جون به آرمانی ....

یه آلبوم قشنگ

 آرمانی یکم خجالت کشید اولش و بچه ها محو تبلت هاشون

 دوتا دختر بلای شیطون با این فیگورای همیشگیشون

آرمان منم که اصلا تو باغ نیست بچم... خخخخخخخ

 

 

/ 12 نظر / 22 بازدید
نمایش نظرات قبلی
مامان مینا

عزیز دلم ماشالا بزرگ شده .نازی چه خجالت کشیده پسرمون پیش دخملا نشسته[ماچ] وای چه خوب که دوستایه وبلاگی رو دیدی[پلک] ایشالا همیشه به تفریح و گردش [گل][قلب]

زهرامامان ارتا

عزیزمممممممممی اخی واقعا ارمانی جون حواسش نیست تحویل نمیگیری خاله قربونت بره

مامان مهرناز

سلام عزیزم همیشه ب سفر وتفریح[قلب] قربونت برم عزیزم دلم خیی ئاست تنگ شده بود

سعیده مامان انیسا

عزیزم به ما هم خیلی خوش گذشت اینبار اومدین حتما خونمون بیاین ارمان رو ببوس

مامان سپهر كوچولو

قربونش برم من [ماچ] پس آرماني هم مپل سپهره وقتي ميبرمش جايي اولش خجالت ميكشه ولي يكم كه ميگذره و به قول خودم يخش باز ميشه ديگه كسي جلودارش نيست[نیشخند]

مامان ارمیا و ایلمان

سلم. خوبی؟ رمز دار کردی؟ پس ما چی؟ هر جا می رم رمز می خواد. بابا مردم انقدر رمز حفظ کردم.

سولماز

سلام خانم خانما خوش گذشت در شهر من ارمان گلی چه مردی شده هزار ماشاالله همیشه شاد وحوش باشید ببوس وروجک

مامان ارمیا و ایلمان

ای جانم. اوخ شده بودی گلم. بمیرم. خدا رو شکر که بخیر گذشت. خیلی نازه ماشالله. اسفند دود کن. نتونستم توی اون مطلب پیام بگذارم. رمز رو قبول نرکد . البته توی قسمت نظرات.

مامان آیهان

منم رمز میخوام. ا اومدین تبریز به ما نگفتین[لبخند]